تبليغاتX
. او نیست با خودس . او رفته با صدایس.. (
ویرگول
گوش نمیدهم ! مینویسم و اعتماد نمیکنم
سه شنبه 30 مرداد1386
همینجوری
چیزی ندارم بگم اما  واقعا حیف که شما (بچه ها) اینو نبینید..

this

+ نوشته شده در 0 AM توسط کونفئوس.
پنجشنبه 25 مرداد1386
پرت نویس های دل پریشانم
(((نینننننننننننننننننن-یااااااااااااااا.............اااااااااادددددااااااااا..اوووووودوووووو..  اوووووووووووووووووو........  نااااااااااااااااااااااااااااا.

اااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا...................بووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووو.

میدونی؟؟ اینجوری نیگام نکن........قیژییییییییییویزی.....پخخ..خخخپپپپپپپ)) وقتی جلوی آینم همینا رو دارم به خودم بگم.

نهایتش اگه خیلی حوصلم سر رفته باشه و ریشام بلند............ یک تیغ بر میدارم و انواع و اقسام مدل هایی که میتونم ودر میارم..یا اگه خیلی بی حوصله تر باشم قیچی و بر میدارم و شروع میکنم به تیکه تیکه کردن موهام..............نهایتش کچل میکنیم دیگه!! کی به کیه..

کلا حال میکنم که جای کاغذ خودمو خط خطی کنم  واقعا بیشتر می شوکوفایاند استعدادم را.

خلاصه  وقتی نه سجاده ایی داریم بریم روش..   یا نه سفینه ای که بریم توش..

هر وقت دلم بگیره چی کار کنم! برم تو کونه (پناه) کی؟  برم به کی بخندم ...برم کیو بخندونم برم رو کی خالی کنم اما وقتی که خالی تر از یک استخر خالی میشم   گل از گلم باز میشه ..میشینم سینه دیوار  دستمو تو شورت میکنم و تماشا میکنم اونایی که فقط رد میشن و کارشون رد شدنه که توزندگی من بسیارند و بسیار  وقتی هم که یکی نزدیک تر شد  دستمو از شورت بر میدارم و میندازم دور گردنش و چند قدمی همراهی و کلی خنده..خنده . بعد  دوبار بیخ دیوار و تکرار......تکرار ....تا آخرش که یادم بره.. اما ....اما.... وقتی که یادم رفت وقتی که یادم رفت  چی بودم و چی شدم و چی به چیه و کی به کیه و کی ۶ سالم بودو که ۱۷ سال و کی ۲۶  این همه چیز که یادم رفت .کجا میره.. اینور  میره  اونور میره........یا مثل بومرنگ بنگی میخوره تو پوزمون دوباره؟

میدونی چی دلم میخواد...می دونی بعد از سفر به پاریس و زندگی تو سوئیس و جایزه اسکار و ساختن ۷۰۰ تا فیلم و نوشتن ۸۰۰ رمان و خوردن هر شب چیز برگر و داشتن یک خونه ۱۰۰۰متری و داشتن ۵ تا پسر که هوبی بخوان ازت و یک گاو صندق پر پولو یک حرمسرای آنچنانی و داشتن یک باشگاه خصوصی فوتبال و داشتن یک شکنجه گاه زیر زمینی و یک بار کوچیک ۱۰۰ متری پر شیواس ریگال و مارتینی.دلم میخواد یکی تو کوچه بمب بست گیرم بیاره   بیافته روم و تا میخورم با مشت و لگد بزنه و بزنه و گاز بگیره و  نیشگون بگیره و جفت پا بزنه پا چشم منم مثل مجسمه واستم جلوشو بخورم و گریه کنم.(آخری و از همه بیشتر دوست دارم)

این آواخر هم یک چیزی از خودم در کردم:

بلند کردم انگشت شصستم بکردم آنرا در سولاخه مشکم

زدم آخ و شدم شاد و به حالی عالی رفتم به کوچه  به هرکه غمگین نشسته بود به گوشه

همی دادم به او کمی کلوچه به گفتم تا گرم بکن توی .............. وللش..

                                                                                                                           مچکرم

 پ.ن: به شدت اینجارو با یخ اشتباه گرفتم ووسوری آخه نیس شب بود ندیدم کجا دارم مینویسم.. اما.

+ نوشته شده در 1 AM توسط کونفئوس.
یکشنبه 21 مرداد1386
آ..آ..آ.آ..................آآآآآآآآ
دستامو بزارم تو جیبم و بی خیال آدم و هوا  بیخیال شلوغی و سرما  همینجوری راه بیفتم تو خیابونا (آخه که چقدر دوست دارم)

یکی جلوم تصادف کنه  .ماشین بزن لهش کنه بعد کسی نباشه کمک کنه من کتم و در بیارم  اونو از کف خیابون بلند کنم  بغلش کنم و تا بیمارستان کشون کشون بدووم. (چی میشد اگه میشد)

یک پیر زن رو از خیابون رد بکنم پیرزنه هم ان ور پیاده رو لپم و بکشه  بگه پیر شی جوون(چه کیفی میداد)

گربه های مردم ر و و از روی درخت. دختر بچه هاشون ر و از توی آتیش سوزی خونه ها...پسر هاشونو از توی استخر نجات بدم.

 دستام و  بگذارم تو جیبم و از کنارت تو خیابون رد بشم  تو هم به خاطر کثیفیم چپ چپ نیگام کنی.به خاطر بوی دود و گربه ایی که میدم حالت و بهم بزنم.. به خاطر خونای که رو کتم ازم فرار کنی اما من هنوز بی خیال دستام تو جیبام باشه هو تا جایی که پاهای کلفتم اجازه میده راه برم.. اصلا به کسی چی!!

اصلا مگه برای چند نفر مهمه که کی به کیه!

 

اصلا  تو چند بار تو صورت کسی که داره از بفلت تو خیابون رد میشه نگاه کردی

چند بار حماقت و ندیدی!!

اگه دیدی که خیلی ظاهر بینی اگر هم ندیدی که خیلی احمقی اگه هم که نمیدونی تکلیف چیه که مثل مایی

 

اصلا خودمم نمیدونم چی شد اما خیلی مچکرم که هر وقت از کنارتون رد میشم با نیگاتون دنبالم نمیکنید!

+ نوشته شده در 6 PM توسط کونفئوس.
چهارشنبه 17 مرداد1386
((تکراری))
چون فقط دوست داشتم آپیده باشم گفتم یک پست قدیمی هم بگذارم  شما ها هم بعد از خوندنش غلط هاشو بگیرید بیکار نباشید..

زودی میام..

-------------

6-تا حالا شده برین یک جا بخواین جلوی همه به یک نفر سلام کنید

بعد یارو نفهمه شما هی بگین سلام و باز یارونفهمه شما باز بگین سلام و باز یارو نفهمه جمعیت هم همینجوری نگاتون کنن ولی یارو باز نفهمه .....

7-تا حالا شده تو تاکسی وقتی بخواین بگین :((آقا بیزحمت پیاده میشم)) صداتون یک خروسک خوشگل بزنه و بگیره

بعد راننده نفهمه و بره وبعد از اینکه از 8 خیابون گذشت بگه: جان؟!!

8-تا حالا شده وقتی چراغ قرمز بخوای مثل یک شهروند خوب از روی خط کشی عابر پیاده رد بشی

بعد وسط خیابون که رسیدی جلوی ماشین ها پاتون پیچ بخوره و بیفتین زمین بعدهمه راننده ها هم بر و بر نیگات کنن از فرط خجالت ندونی که باید پاشی یا همون جا بمونی و ادای مرده ها رو در بیاری

9-تا حالا شده وقتی دارین تو خیابون مخ (میزنید-می خورین-میکوبید)یا مختون(می زنن-میخوزن-میکوبن) بیفتین تو جوب!

10-تا حالا سر شده سر کلاس وقتی استادتون داره بقیه رو موعضه و ارشاد میکنه یک هو برگرده شما رو نشون بده بگه اینجوری نباشید (در این هنگام انبوه کله و گردن به سوی شما بر گردد و چشمان خیره و از حدقه در آمده میختون شن)

11-تا حالا شده وقتی با جمعی از خوانواده نشستین و دارین عکس های خوانوادگیتونو نیگاه میکننین یکی بگه ((وای اینجا روو))

بعد عکس و زوری از این و اون بگیری و نیگاه کنی و ببینی که: همین جوری که مثل یک دسته گل مودب نشستی

عکاس از پشت سرت یک عکسی گرفته که تو توش هستی ولی البته نصف کونت هم پیداست!!

12-تا حالا شده روز اول مدارس وقتی دارن اسمها رو میخونن سر اسم و فامیلت گیر کنن!! و نتونن بخوننش

13-تا حالا شده با قطارتنها بری مسافرت؟!! بعد توی یک کوپه بیفتی که 5تا دختر پسر باشن؟!!بعد همین جور اتفاقی یک اتفاقی بیفته هوقطار وایسه و برقش بره!!بعد تو با خیال راحت دسستو بکنی تو دماغتو یک حالــــی بکنی!!بعد یک هو برق بیاد و ببینی همه بهت خیره شدن تو هم دستت تو دماغت مونده؟!

14-تا حالا شده واسه انتالیا اسم بنویسی(ثبت نام کنی)پیش پیش هم 500000بدی و بگن چهارشنبه ساعت 6 صبح فودگاه باشی!!
وقتی برسی اونجا ببینی یک مشت آدم که نمیدونی قبلا کجا دیدیشون دارن میزنن تو سرشون که آی پولم و خردن--ای وای-ای داد بیداد؟!

15-تا حالا شده بری تو خیابون از یکی خوشت بیاد و بخوای بهش شماره بدی! بعد شماره بدی!بعد میبینی که زنگ نمیزنه!!بعد وقتی که یکم فکر میکنی یفهمی شماره خونه قبلیتو نو دادی!

16-تا حالا شده با دوستتون سوار تاکسی بشین و چون عقب پره جلو بشینین!!بعد همینجوری که دارین در مورده استادتون بد و بیراه میگین و اداشو در میارین یکهو یکی بگه پیاده میشم !!بعد وقتی میاد بغل پنجره تا بقیه پولشو بگیره ببینید ای داد استادتونه .. اون هم یک نگاه خشم الود بهتون بکنه(از اون نگاها که وقتی میخوان بگن (((ردی برو ترم بعد بیا))) میکنن)

17-تا حالا شده 2-3 تا از دوستاتونو رستوران دعوت کننین!!بعد همه هم از دم گرون ترین غذارو سفارش بدن!!بعد وقتی که میری پای صندوق حساب کنی میبینی جیبات خالیه!!آخه امروز صبح اون شلوار سیاه رو نپوشیدی گفتی این آبی قشنگتره!

18-تا حالا شده وقتی دارین چت میکنین و یک موضوع خیلی باحال و توضیح میدین و11 خط که پشت سر هم شما فقط نوشتین

بعد یارو یک هو بگه: ببخشیذ dc.. چی میگفتی؟؟

19-تا حالا شده هارده یکی از دوساتون و که هاردشو میپرسته و تو رودرواسی گیر کرده و هاردشو داده بهت و قرض بگیری بعد تو هم خوشحال ازراه پله ها بدویی بیای بالا و توراه با مخ بخوری زمین و هارده هم 7 طبقه پرتشه پایین!!

20-تا حالا شده باباتینا برن مسافرت!!بعد تو تو خونه تنها بمونی و سریع زنگ بزنی دوستت بیاد خونتون و در حالی که دارین love

می ترکونین زنگ خونتونو بزنن!کیه!!من بابایی بعد از سه ساعت تازه میگن پرواز کنسل شده

21-تا حالا شده توی یک شرکت استخدام بشین و کلی-کلی-کلی-کلی پیش همه پز بدین که فلانه فلانه!!

بعد وقتی که میریی دم شرکت ببینی شرکت پلم شده و نوشتن به علت بدهی تعطیل

22-تا حالا شده با اینکه سنت اندازه مو های سرته توی یک شب آروم که ساختمون خالیه بخوای با دوستات قایموشک بازی کنی؟!!
بعد وقتی که تو تاریکی پشت یک کارتن هیکل گوندت و قایم کردی یک جفت چراغ سفید بیفته روت و جلو بیاد وقتی که چراغ ها خاموش شد ببینی آقای همسایه به همراه خوانواده اش است(اون با شخصیته)که یک جوری نیگات میکنن که انگار....

23-تا حالا شده بری خونه یکی از رفیقات مهمونی و بعد بری تو دستشویی و اب قطع بشه

24-تا حالا شده وقتی کسی خونه نیست و دارین ماهواره نیگاه میکننین!!(اون هم یک شبکه خیلی فجیه)برق بره بلافاصله مهمون بیاد بعد همه بشینن جلوی تلوزیون وقت دارین شربت درست میکننین برق بیاد و تلوزیون روشن بشه و ماهواره هم روشن بشه و opps

25-تا حالا شده وقتی با یک کسی تو کافی شاپ قرار دارین اتفاقا همون ساعت با یکی دیگه دم سینما قراردارید و همین طور قراره دم خونه یکی دیگه بری و سوارش کنی و برین دربند ((خواب بمونی بعد با صدی زنگ تلفن بیدار بشی و ببینی 48 میسد کال داشتی))

بعدش هر سه تاشون باهات قهر کنن و تو هم ناراحت بشی که چرا اینقدر تنهایی

26-اصلا بعد از این همه دردسر و ضایع شدن و بد شانسی اقدام به خود کشی کنی! بخوای خودتو بکشی به خاطره تنهاییت بخوای خودتو بکشی!!

از طبقه 5 ساختمون بپری پایین اما فقط پات بشکنه!

قرص های خواب آور داییت و کش بری و هر 20 تا شو که توی یک قوطی سفیده با هم بخوری!!بعد بفهمی که قرص اسهاله!!

بری با کلی درد سر و جیمز باند بازی یک کلت(تفنگ) بخری کلت و بزاری رو شقیقت و((بنگ)) بعدش نمیری و تیر تو استخوان سرت گیر کنه و فقط کور بشی!!

+ نوشته شده در 2 AM توسط کونفئوس.
جمعه 12 مرداد1386
های...پاپای.

قبلش بگم خدمت رفیق های عزیز که من تو این چند مدت به شدت گوریده بودم! هم سیستم ..هم خودم..هم برنامه هام..هم کار..هم زندگی..........یعنی اون کسی که واژه گوزیدن و اختراع کرد مطمئنن منظورش الان من بوده و اینکه مرسی که گر گر و اس ام اس  و نامه و گل میفرستادید..واقعا شرمنده کردید.. منم دفعه بد کمپوت میارم.

 

و اما  سخن دوست:

 

همیشه دوس داشتم با تمام وجود تلاش کنم! دوس داشت یک کار سخت انجام بدم! دوس داشتم با تمام زورم و به سختی قایقم و از روی شن های ساحل هل بدم داخل آب و لذت نوازش باد و رو صورتم احساس کنم!

اما وقتی که قایقم افتاد به آب!

وقتی که نوازش باد تموم شد! تک و تنها رو اب .توی آبی بزرگ و بی انتها

میدونم! آخرش یا قرق میشم یا غذای یک کوسه! شاید هم یکی با قایق بزرگترش صوت زنان اومد از روم رد شد!

شاید هم همون اول راه یکی جفت پا گرفت برام و اصلا نگذاشت قایق وهل بدم تو آب!

 

                                                                                                   

               مرســی.مچکرم

پ.ن: میگم اگه بگم یکی یک لیوان هوا بده دستم! قل میدید که نکوبتش تو سرم؟

میگم حیف نیست بعدار این همه مدت  این همه کم حرف بزنم!

یک چیز دیگه!میدونی چی خیلی بده!

اینه که یکی با تیر بزنتت بعد توی کویر ولت کنه اما تو نمیری بعد خودتو کشون کشون برسونی به اتوبان بعد کسی سوارت نکنه بعد کشون کشون تر برسونی دم خونه از پله ها بری بالا  تو خونه کسی نباشه بعد با کلی زجر بری تو حموم و گلوله و در بیاری و خودت و بخیه کنی و پانسمان و بری تو تخت آروم بخوابی...............بعد همه بیان خونه بگن: اه این که هنوز خوابه بلند شو تنبل..جفت پابپرن تو شیکمت و با آرنج بزن تو کمرت..اما حالا تو نه گلوله ای داری که نشونشون بدی نه لباس خونیی ..و تازه  همون زمان اما رضا شفات داده و جای زخم نیست..و تو تنبل ترین ادم خانواده ای.

آخیش یکم از حرفام کم شد..

 

پ.ن: با عرض معذرت فراوان از تمام معلم دیکته های عزیز و شفیق من واقعا معذرت میخوام که موجب تشویش و پریشانی اعصاب و رفتارتان گردیدم ..واقعا معذرت. ولی درک کنید..بچه دلش تنگ شده بود...

 

 

 

+ نوشته شده در 0 AM توسط کونفئوس.