تبليغاتX
. او نیست با خودس . او رفته با صدایس.. (
ویرگول
گوش نمیدهم ! مینویسم و اعتماد نمیکنم
دوشنبه 27 مهر1388
سالاد فصل با بوی قرمه
کلا چند وقتیست بو میدهم.

افکارم بوی نا....

کله ام بوی قرمه..

پاهایم بوی باقالی با گلپر

زیر بغلم به همراه موهایش بوی سگ مرده

دهانم و زبانم بوی تند چرک و سیر

نفسم بوی  گرمای فاضلاب

بدنم بوی ماهی ساردین با سس مایونز

لباسهایم بوی  تند عرق لای چاک...

ولی با تمام این وجود دوست دارم درآغوشت بگیرم و با هم لذت باهم بود را بچشیم.. چه خوش طعم!

+ نوشته شده در 8 PM توسط کونفئوس.