تبليغاتX
. او نیست با خودس . او رفته با صدایس.. (
ویرگول
گوش نمیدهم ! مینویسم و اعتماد نمیکنم
پنجشنبه 17 بهمن1387
آفتاب لب بوم بود که خدا منو به ننم داد..
امروز که از خواب بیدار شدم. یک حس عجیبی داشتم! یکم تو تختم این پهلو اون پهلو شدم و به اتفاقات دیروز فکر کردم! هیچی!!

از جام بلند شدم و رفتم کنار پنجره! پرده رو کنار زدم و خشکم زد!  ! عجب صحنه ایی...

۷۰۰هزار نفر با تابلو و و عکس من و پارچهه ای رنگی و نوشته های اشکان دوست داریم و ای اشکان قهرمان امشب و اینجا بمان و  هرکی با اشکان در افتاد ور افتاد و  پرسپولیس سرور استقلاله زیر پنجرم جمع شده بودند و بادیدن من فریاد شادی سر دادند ! اقا مارو بگی!! هیرون  و ویلون مونده بودیم!

نمیدونستم چیکار کنم! یک دستمو بلند کردم همه ساکت شدند! داد زدم! سلام!!!  (همه گفتند سلااااااااااااااااااااااااااام).. داد زدم همه خوبیییید!!!  (( همه داد زدن  بلهههههههههههههههههه)!

گفتم چی شده: ( گفتند هیچی)!  گفتم دوربین مخفیه! ( همه خندیدند و گفتن خیلی باحالی!) گفتم من نمیفهمم!!  ( گفتن  چیرو؟)  گفنم شمارو!   گفتن: چیمونو!  گفتم : اینی که اینجایید و دیگه!! گفتن : اها!!!

گفتم : خب !!   گفتن :  همین جوری دیگه! مگه نمیخوای بری!!!    گفتم کجا؟      گفتن از اینجا!!!

گفتم  !! چرا!!   ولی الان که نه!!  بعدا!!   گفتن : خب دیگه ما اومدیم جلوتو بگیریم!!

گفتم ! نه بابا!!!   مگه میشه!!؟    اینجا بود که همه گل پرت کردن  و  شروع کردن به شعار دادن   که جلو مارو بگیرن!!      من دوباره دستمو بالا بردم و  همه ساکت!!   بادی تو گلوم انداختم و  لب و لونجمو با زبونم خیس کردم بعد زبونم و گذاشتم لای دو لبم  و با بلند ترین صدای ممکن  شیشکی بستم!!  گفتم ریدین! من میرم! یعنی دارم میرم!!  بعد جماعت متفرق شد و منم رفتم   دستشویی !

--------------------

مسخره تر از صحبت کردن چند تا آدم بزرگ در مورده ترافیک و خودرو چیزی دیدین!!  اصلا مسخره تر از صحبت جدی چیزی دیدین!!؟

+ نوشته شده در 11 AM توسط کونفئوس.