پیر و چروکیده!
بعد بعد از کشف این نکته بود که همون توکه سوزن اعتقادی هم که به تعاون و همفکری و مشارکت و تعاملی هم که داشتیم از بین رفت.. تعامل و همفکری یعنی هرچی تو بگی!!!
حالا ۲ـتازگی ها که باز یکم بیشتر خورد شدم تو مسائل پیرامون پخش زمین شدم از بس همه چی قرقاطیه! اینقدر خورد شدم که جمع کردنم کاری بس بیهوده و نا فرجام به حساب میاد! اصولا طعم تلخه خودمم همش زیر زبونمه!! تاحالا خسته شدی از بس آدامس جوییدی؟!! تفش کن بره!
این آرش هم دست از سرمون بر نمیداره از بس به رخمون میکشه که ( نه رو هوا نه که رو زمینم ! تا زیر گلو تو قرض و قوله گیرم ! واسه نامیدی یکم هنوز جوونم ٬ واسه آرزو داشتم بگی نگی پیرم)
وآخرهم ۳- میخوام یک گود نایتی بگم ! به همه شب بیدارییایم که تو لحظه لحظش حس آرامش و امنیت بود و من با تمام وجود ازش لذت میبردم! خداحافظی با همه شب بیداریا و زجر بیخوابی ها! گود نایت به هر چی حس خوب زنده بودن تو دل تاریک شب و مرگی که همه رو در بر گرفته بود! ( نمیخواستم اصلا جنبه شاعرانه و رمانتیک بگیره ) اصلا میخوام بگم شب بخیر بگم به همه حس خوب و تخماتیکی که تو شب نهفتست!
((زین پس به جای واژه غریب و نا مانوس وبلاگ ویرگول بگویید توالت درد یا دردنامه اعصاب خورد کن)!
من که منم.. خود خود من. عین تو.