اونطور که یادم میاد:

سال ۶۴: به دنیا اومدم

سال ۶۵: یک سالم شد!

سال ۶۶:دوسالم شد و تته پته میکردم و راه میرفتم

سال۶۷:سه سالم شد و کلی شعر بلد بودم!

سال۶۸: یادش بخیر اون موقع  ها!!

سال۶۹: پنج سالم شد و دوره مهد کودک رو پشت سر و وارد آمادگی شدم!

سال۷۰:شش سالم شد و وارد دبستان شدم!

سال۷۱: هفت سالم شد و کلاس دوم

سال۷۲:هشت سالم بود

سال۷۳:نه سالم بود و سودای کامپیوتر در سر !دیدم سگا در دست دارم!

سال ۷۴ : ده سالم بود و سر مست از اینکه دیگه کسی بهم نمیگفت هر وقت سنت دو رقمی شد بیا!

سال ۷۵:  یازده سالم بود  کلاس اول راهنمایی و جز کوچیکهای مدرسه! امان از این بالا و پایین ها!

سال ۷۶:دوازده ساله محصل دوم راهنمایی و مشغول تحصیل!

سال ۷۷:سیزده ساله و به ارزوی خود رسیده ! داشتن کامپیوتر

سال ۷۸:چهارده ساله و پشت لبم در حال سبز شدن!

سال ۷۹:  پانزده ساله با تیغ  سبز ها را سفید کرده! و همینجوری و بی هدف هنرستانی شدیم

سال ۸۰: دیپلم را گرفتم! و !

سال ۸۱: در یک حرکت نمادین برای همینجوری از تهران به اهواز کوچیدیم!

سال ۸۲: -

سال ۸۳: - !

سال ۸۴: - !

سال ۸۵ : - !

سال ۸۶: - !

سال ۸۷ : و من ۲۳ سالم شد! من چه دارم؟ من چه دانم؟

-

ایول خیلی بی رحمم! خیلی جالب  و قابل ستایش رو همه داشته و دانسته هام خط کشیدم! به این میگن خود تخری!